تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : یکشنبه 20 بهمن 1392
نظرات
یک ماه، چهار هفته دارد که گذر این چهار هفته برای کارمندان، شکلی متفاوت دارد.

در اول ماه و هفته ی اول که کارمند تازه حقوق ماهیانه خود را گرفته است، با شجاعت تمام به خانه می رود و با خانواده اش به خرید رفته و هرچه که بخواهند، « نه »نمی گوید و همگی خوشحال می شوند و از زندگی لذت می برند. این هفته، هفته ی شجاعت است!

در هفته ی دوم کمی در خرج کردن دقت می کند و حواسش را به امور مالی اش جمع می کند. این هفته، هفته ی قناعت است!

در هفته ی سوم کمی کار و زندگی سخت می شود و روز های این هفته را با فلاکت و سختی می گذراند و حقوقش رو به اتمام است و حالش بسیار گرفته می شود. این هفته، هفته ی فلاکت است!

در هفته ی آخر، کفگیر به ته دیگ می خورد و آه در بساط ندارد و با این امید که به زودی حقوق دوباره می گیرد، جان به جان آفرین تقدیم می کند! این هفته، هفته ی هلاکت او بود! روحش شاد!


مرتبط با: قندان! ,
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : پنجشنبه 7 آذر 1392
نظرات
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگ ترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی یک میلیون دلار افتتاح کرد.
سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت.

.
.
.
ادامه مطلب
مرتبط با: داستان ,
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : شنبه 29 تیر 1392
نظرات
شنیدم که دزدی زبل نیمه شب               ربود از طویله خر مش رجب
رجب تا که شستش خبر دار شد             جهان پیش چشمش شب تار شد
درون طویله دو زانو نشست                     زمین و زمان را دم فحش بست
یکی گفت تقصیر از آن توست                  که قفل طویله نبستی درست
 یکی گفت گیرید معمار را                        بنا کرده کوتاه دیوار را
یکی گفت تقصیر از شحنه هاست           که هر روز بر پا چنین صحنه هاست
یکی گفت نه بوده تقصیر خر                    چرا؟چون که می کرد اگر عر و عر
و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک             مسلم که آن دزد می زد به چاک
شنیدم که با غیض مشدی رجب              در آن بین می گفت یا للعجب
که هر کس به نوعی ست  در اشتباه       فقط دزد در این میان بی گناه!
.
.
.


مرتبط با: شعر ,
 18+
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : شنبه 29 تیر 1392
نظرات
دانایی را پرسیدند:
چیست محبوب ترین عدد در اینترنت؟
فرمود:18+
چرا که وقتی خلایق آن را بینند، بی اختیار عنان از کف دهند
و چشم ها را گشاد گردانند و آب از دهانشان چکه نماید
و دست هایشان همی لرزد
و در صورتی که لازم باشد از مرز ها گذر کنند
و در آخر نیز یا دست از پا دراز تر باشند و یا احساس دست از پا درازی نمایند
و من همچنان در عجبم از راز این عدد...!


مرتبط با: شعر ,
برچسب‌ها: 18+ , داستان , طنز , داستان 18+ ,
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic