تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395
نظرات
عاشقانه

ای شب از رویای تو رنگین شده / سینه از عطر تواَم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش / شادیَم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک / هستیَم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من / آتشی در سایه مژگان من

ای ز گندمزار ها سرشار تر / ای ز زرین شاخه ها پربار تر
ای در بگشوده در خورشید ها / در هجوم ظلمتِ تردید ها
با تواَم دیگر ز دردی بیم نیست / هست اگر ، جز درد خوشبختیم نیست
این دل تنگ من و این بار نور ؟ / های هوی زندگی در قعر گور ؟

ای دو چشمانت چمزاران من / داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتیم / هر کسی را تو نمی انگاشتیم
درد تاریکیست درد خواستن / رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها / سینه آلودن به چرک کینه ها

در نوازش ، نیش ماران یافتن / زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرّار ها / گم شدن در پهنه ی بازار ها
آه ، ای با جان من آمیخته / ای مرا از گور من انگیخته
چون ستاره ، با دو بال زر نشان / آمده از دور دست آسمان

از تو تنهاییم خاموشی گرفت / پیکرم بوی همآغوشی گرفت
جوی خشک سینه ام را آب ، تو / بستر رگهام را سیلاب ، تو
در جهانی این چنین سرد و سیاه / با قدمهایت قدمهایم به راه
ای به زیر پوستم پنهان شده / همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته / گونه هام از هرم خواهش سوخته
آه ، ای بیگانه با پیراهنم / آشنای سبزه زاران تنم
آه ، ای روشن طلوع بی غروب / آفتاب سرزمین های جنوب
آه ، آه ای از سحر شاداب تر / از بهاران تازه تر سیراب تر

عشق دیگر نیست این ، این خیرگیست / چلچراغی در سکوت و تیرگیست
عشق چون در سینه ام بیدار شد / از طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم ، من نیستم / حیف از آن عمری که با من زیستم
ای لبانم بوسه گاه بوسه ات / خیره چشمانم به راه بوسه ات

ای تشنج های لذت در تنم / ای خطوط پیکرت پیراهنم
آه ، می خواهم که بشکافم ز هم / شادیَم یکدم بیالاید به غم
آه ، می خواهم که برخیزم ز جای / همچو ابری اشک ریزم هایهای
این دل تنگ من و این دود عود ؟ / در شبستان ، زخمه های چنگ و رود ؟

این فضای خالی و پروازها ؟ / این شب خاموش و این آوازها ؟
ای نگاهت لای لایی سِحربار / گاهوار ِ کودکان بی قرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب / شسته از من لرزه های اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من / رفته تا اعماق دنیاهای من

ای مرا با شور شعر آمیخته / این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی / لا جرم شعرم به آتش سوختی


فروغ فرخزاد

مرتبط با: شعر ,
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic