تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : سه شنبه 24 دی 1392
نظرات
زن مزبد حامله بود،
روزی به روی شوی نگریست و گفت:« وای بر من اگر فرزندم به تو ماند».
مزبد گفت: « وای بر تو اگر به من نماند!»

مرتبط با: داستان ,
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : سه شنبه 24 دی 1392
نظرات
گران جانی بی ادبی می کرد.
 عزیزی او را ملامت نمود. او گفت: «چه کنم؟ آب و گل مرا چنین سرشته اند».
 گفت: «آب و گل را نیکو سرشته اند امّا لگد کم خورده است!»


 لطایف الطّوایف



مرتبط با: داستان ,
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : دوشنبه 23 دی 1392
نظرات
اتنخاب هدیه تولد همیشه برای من سخت بوده است. من هیچوقت به جز پیراهن، ساعت یا کارت پستال چیزی نمی توانم پیدا کنم.
اما به طرز عجیبی برای تولد تام ، تصمیم گرفتم یک بطری شیر برای او بخرم!
.
.
.

ادامه مطلب
مرتبط با: قندان! ,
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
نظرات
روزی روزگاری پادشاهی حکومت می کرد. یک روز پادشاه به غذاهای متنوع که برای او آماده می کردند، دیگر  میلی نداشت و به وزیر خود دستوری داد.
.
.
.

ادامه مطلب
مرتبط با: داستان ,
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : چهارشنبه 11 دی 1392
نظرات

راز پیروزی

کودکی ده ساله  دست چپش را در یک حادثه رانندگی از بازو از دست داده بود. او برای یادگیری فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت که استاد از فرزند او یک قهرمان جودو بسازد، استاد هم پذیرفت و به پدر کودک قول داد که بعد از یک سال، کودک خود را در مقام اول قهرمانی بببیند.
.
.
.

ادامه مطلب
مرتبط با: داستان ,
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : سه شنبه 10 دی 1392
نظرات
ارسال شده توسط جواد
ادمه ی داستان از زبان خود او!
چند وقت پیش می خواستم بروم نان بخرم که دیدم کفش هایم نیست! بعد از کلی جستجو دیدم که ...

ادامه مطلب
مرتبط با: قندان! ,
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات