تبلیغات
وبلاگ داستان لومیا - مردم آزاری تا چه حد؟
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آریا مهر
تاریخ : سه شنبه 10 دی 1392
نظرات
ارسال شده توسط جواد
ادمه ی داستان از زبان خود او!
چند وقت پیش می خواستم بروم نان بخرم که دیدم کفش هایم نیست! بعد از کلی جستجو دیدم که ...

یک نفر از خدا بی خبر کفش مرا وسط حیاط چال کرده است! ولی من این مسئله را فراموش کردم ولی دیروز اتفاق بدتری افتاد...
تا آمدم کفشم را بپوشم ، نمی دانم کدام...(در این جا عبارتی سخت مستهجن به کار رفته بود!) این بلا (به عکس زیر نگاه کنید.)  را سر کفشم آورده بود.
هر که بود از خیر تخم مرغ چند صد تومانی گذشته بود تا به درد مردم آزاری خود برسد.
خدایا شفا بده مریضان را...


مردم آزاری

مرتبط با: قندان! ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Charissa چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 11:01 ب.ظ
Hello i am kavin, its my first occasion to commenting
anywhere, when i read this post i thought i could also make comment due to
this sensible piece of writing.
BHW جمعه 25 فروردین 1396 06:23 ق.ظ
What's Happening i am new to this, I stumbled upon this
I've discovered It positively useful and it has aided me out loads.

I'm hoping to contribute & aid different customers like its aided
me. Great job.
manicure یکشنبه 20 فروردین 1396 02:13 ق.ظ
Hey there would you mind letting me know which hosting
company you're using? I've loaded your blog in 3 different internet browsers
and I must say this blog loads a lot quicker then most.
Can you recommend a good hosting provider at
a reasonable price? Many thanks, I appreciate it!
manicure جمعه 18 فروردین 1396 09:06 ب.ظ
Hello, just wanted to say, I loved this article. It was practical.

Keep on posting!
manicure سه شنبه 15 فروردین 1396 07:58 ب.ظ
I'd like to thank you for the efforts you've put in writing this site.

I'm hoping to check out the same high-grade blog posts by you
later on as well. In truth, your creative writing
abilities has motivated me to get my own site now ;)
جی جی پنجشنبه 17 بهمن 1392 06:20 ب.ظ
سلام
ای کاش حرفاشو سانسور نمی کردید...
آریا مهر پاسخ داد:
سلام
چاره ای نبود...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر